قانون جذب

درباره وبلاگ
موضوعات

قانون جذب

چقدر باید ریسک کنیم؟

جمعه بیست و پنجم 11 1398

سالها پیش در دانشگاه در رشته ی کارآفرینی تحصیل می کردم. استادی داشتیمکه از نیوزیلند به ایران آمده بود و دروس کارآفرینی را مطابق با استانداردهای روز دنیا به ما تدریس میکرد. در کلاس بارها از او پرسیدیم که در فرآیند راه اندازی کسب و کارها، تا چه اندازه مجازیم ریسک کنیم؟

پاسخ این استاد به این سوال این بود: “ریسک کنید تا جایی که اگر زمین خوردید بتوانید دوباره بلند شوید”. پاسخ او به این پرسش بسیار منطقی به نظرمی رسید. در طی این سالها نیز هر وقت کسب و کاری راه اندازی میکردم، اقداماتم را به شکلی برنامه ریزی می

کردم که اگر شکست خوردم بتوانم آن را به روش دیگری جبران کنم یا بتوانم به قول استادم اگر زمین خوردم دوباره بلند شوم.

سالهای زیادی از مطالعاتم بر روی قانون جذب گذشت و متوجه شدم قانون جذب در حقیقت قانون ایمان است. قانون باورهاست. هر چقدر باورهای مثبت شما قوی تر باشد راه دستیابی به موفقیت ها آسانتر خواهد بود.

پاسخ استادم به پرسش “چقدر میتوانیم ریسک کنیم” بسیار منطقی و متقاعد کننده بود اما ممکن است موفقیت های هر کسی که به این پیشنهاد گوش می دهد رافرسنگ ها به تعویق بیندازد.

این جمله برای سالها در گوشه ی ذهن من باقی ماند تا اینکه روزی به طور اتفاقی جواب سوالم را به شکل دیگری گرفتم. یک روز با حسابدار یک شرکت بزرگ تولید کننده پارچه صحبت می کردم. بسیار از عملکرد رئیس شرکت ناراضی بود. میگفت این فرد یک دیوانه ی تمام عیار است. این انسان بی خیال و بی فکر!!! کممانده از دست کارهایش سکته کنم. دلیل نارضایتی دوست حسابدارم را که جویا شدم گفت: برای مثال این آدم وقتی یک ریال ته حسابش پول ندارد، با خیال راحتبرای سه روز دیگر یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان چک می کشد. بدون اینکهفکر کند این پول قرار است از کجا بیاید؟ جواب طلبکار را چطور بدهیم؟ خیلی خلاصه بگویم بدون اینکه فکر کند قرار است چه خاکی بر سرمان کنیم، یک مبلغ هنگفت را با کمال خونسردی و بی خیالی خرید می کند. دستگاه می خرد، کارخانه را گسترش می دهد، مواد اولیه می خرد یا برای کارهای شخصی خرج می کند بدون اینکه به موجودی حسابش نگاهی بیندازد.

این اتفاقی نیست که یک بار یا دوبار رخ داده باشد، بلکه عادت همیشگی اوست و هر بار هم من تا مرز سکته میروم و در کمال تعجب همیشه هم سر موعدِ پرداخت، اتفاقی معجزه آسا رخ میدهد و آن مبلغ جور می شود. یک بار دقیقا همزمان با زنگ طلبکار به شرکت، یک خرید بزرگ داشتیم و در همان روز پول طلبکار پرداخت شد. یکبار هم بعد از یک خرید میلیاردیِ مواد اولیه، وقتی من از شدت عصبانیت داشتم دیوانه می شدم، تامین کننده با من تماس گرفت و گفت ماتا به حال با هیچ شرکتی اعتباری و چکی کار نکرده ایم اما این بار رئیس شرکت خودش خواسته مبلغ فروش اینبار را طی یک چک سه ماهه دریافت کند.

دوست حسابدارم با آبو تاب صحبت می کرد و می گفت باور نمیکنی روزانه صدهامعجزه برای این فرد رخ می دهد. او اصلا آدم خوبی نیست. نه نماز می خواند، نه دین و اعتقادات درست و حسابی دارد و نه فرد معتقدی است اما آنقدر معجزه واتفاقات عجیب برایش رخ می دهد که احساس می کنم او یک فرد نظر کرده یا قدیساست. عدالت خدا را نمی فهمم!! من که هر روز نماز میخوانم و همه نمازهایم اول وقت است چرا یک هزارم اتفاقات این مرد را تجربه نمی کنم!

دوست حسابدار من تحمل شنیدن دلایل و جواب های من را نداشت اما دلایل موفقیت آن مدیر را برای شما می گویم. دلیل موفقیت های این مرد ایمان به نیرویی بود که همواره حامی و پشتیبان اوست. نیرویی که خود کارها را درست میکند. باور به این نیرو و اتکا به آن سبب می شد تصمیماتی بگیرد و اقداماتی انجام دهد که برای دیگران دیوانگی محض بود.

در حقیقت می توانم در جواب سوال “چقدر میتوانیم ریسک کنیم” بگویم تا حدیکه به نیروی پشتیبان الله ایمان داریم می توانیم ریسک کنیم. به قدری می توانیم ریسک کنیم که به وهابیت و رزاقیت خداوند ایمان داریم. خرج می کنیم بدون اینکه فکر کنیم از کجا قرار است تامین شود. با این ایمان و باور که مبالغ سر موعد مقرر به ما می رسند. اما نکته مهمی که باید به آن اشاره کنم این است که همه تا حدودی به رزاقیت خداوند ایمان دارند اما هر کس به میزان متفاوتی با دیگران به کمک و یاری خداوند معتقد است. برخی در حد ده هزارتومان، برخی صد یا یک میلیون تومان و برخی نیز مانند این مدیر موفق رویمبالغ میلیاردی نیز خیالش از بابت کمک خداوند راحت است.

بسیاری از اساتید حوزه ی موفقیت و قانون جذببا وام و بدهی مخالف هستند. زیرا اعتقاد دارند وام و بدهی، اضطراب و استرسایجاد می کند و اضطراب و استرس احساسات بد هستند و خود ایجاد کننده ی بدهیهای بیشتر و اتفاقات مالی بد بیشتر هستند. اما من به شما می گویم اگر نیازبود ریسک کنید و این ریسک را تا جایی ادامه بدهید که در دل شما ترس و تردید ایجاد نکند. این یک راه برای سنجش ایمان شما نیز هست. بالاترین مبلغیکه می توانید پیشاپیش خرج کنید بدون اینکه به شکست و اینکه اگر جور نشود چه اتفاقاتی برای شما می افتد فکر کنید، نشان دهنده میزان اعتماد و ایمان شما به خداوند است. میزان ریسکی است که می توانید انجام دهید و با خیال راحت، منتظر کمک های کائنات برای جبران آن باشید. اما هرگاه از ریسک کردن روی مبلغی معین یا میزان مشخصی بدهی، دست و پای شما شروع به لرزیدن کرد، بدانید از ایمان خود فراتر رفته اید و اگر با این حس ترس و تردید به انجام معامله بپردازید، حتما شکست خواهید خورد. پس دست از معامله بردارید، ایمانتان را تقویت کنید و سپس به میز مذاکره برگردید.

امیدوارم در پناه خداوند بزرگ شاد و ثروتمند باشید.

لطفا نظرات خود در خصوص مطلبی که مطالعه فرمودید را در قسمت نظرات همین پست برایم ارسال بفرمایید.

جذب موفقیت

 


(1) نظر
X